تبليغاتX
ساغر هستی
ساغر هستی

 

بازم سلام

سلام بر اوج تشنگی

سلام بر فوج عاشقان

ای عابر غریبه من عاشقم

من درس غشق می خوانم

درس بزرگ مرگ

درسی که ایستاده بمیرم با عشق

من زنده ام تا ختم چرخ نیلوفری. تا عشق

ای عابر غریبه

من تکیه بر شهامت دریا کرده ام

بی انکه تخته پاره ای به غنیمت ببرم

یا صیاد برق مرواریدی باشم

من راه می روم بر ارتفاع نیلی دریا

بی بادبان و پارو و بی قایق

من عاشقم عاشق عاشق . . .

 

 

بیایید ان چه را که دوست داریم به دست اوریم

و اگرنه مجبور می شویم ان چه را که به دست اوردیم

دوست داشته باشیم . . .

نظر نداده از اینجا نرید!

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Tue 17 Jan 2006 و ساعت 18:20

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

 

 

به گلهای قشنگ

عشق و هستی

به ان عهدی که

بی صبرنه بستی

 

تو را مانند رویا دوست دارم

چو عطر پاک گلها دوست دارم

منم چون ماهی افتاده بر خاک

تو را مانند دریا دوست دارم

 

من اهنگ غریب روزگارم

غمی از تنهایی در سینه دارم

                           غم تمام هستی ام یک قلب پاک است

                           که ان را زیر پایت می گذارم

 

 

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

خداحافظ

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sat 14 Jan 2006 و ساعت 18:57

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

عید سعید قربان مبارک

 

از غریبی ناله کردم کسی یادم نکرد

در قفس جان دادم کسی ازادم نکرد

 

اموختم بهاران را با عشق

زمستان را با امید          پاییز را با غم

و در اخر بودن را با تو . . .

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Tue 10 Jan 2006 و ساعت 13:8

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

                               سلام

اشکی به نام سلام در قایق کوچک خوشبختی

روان ساختم انگاه با دستهای گل مریم زینت

دادم امیدوارم پذیرا باشی ! 

 

 

بیا خاکسترم را زیر و رو کن

دلم تنهاست با من گفت و گو کن

عزیزم راه دورست و من غریبم

در این غربت مرا هم جست و جو کن

 

 

از نیلوفر جان و کیمیای گل ممنون .

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

خداحافظ

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sun 8 Jan 2006 و ساعت 22:52

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

 

 

                   بنام پیوند دهنده قلبهای دو عاشق

گفتم از عشق چه کنم گفتی بسوز

گفتم این سوختگی را چه کنم گفتی بساز

 

 

به تو عادت کرده بودم

 مثل عاشقی به غریب

مثل مجروحی به مرحم               مثل گلبرگی به شبنم          

 

خداوندا نکردم من در این دنیا گناهی

فقط کردم به چشمانش نگاهی

اگر باشد نگاه کردن گناهی

مجازاتم بکن هر انچه خواهی

 

 

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

خداحافظ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sun 8 Jan 2006 و ساعت 22:20

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

سلام

 

این سلام عاشقانه رو تقدیم می کنم به نیلوفر جان.

                                         سلام

سلامی  همچون  دسته گلی که از اعماق قلبم

می روید و با رودی از محبت و عشق به

دریای مهر تو می ریزد پس بیا با هم بیابان

پرواز هجران را کنار بگذاریم و شعر یکی بودن

را سر کنیم .

تقدیم به تشنگانی که در ارزوی اب می میرند

و در ارزوی اب می لرزند ولی باز هم از اب

می ترسند بر فنا شدگان بر تباه شدگان با

خاکسترهای بر باد رفته جرعه ای از عشق

تقدیم می کنم .

از قدیم گفتن قرمز رنگ عشقه.

امیدوارم خوشت بیاد نیلوفر جون

نظر یادتون نره

خداحافظ

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Fri 6 Jan 2006 و ساعت 18:56

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

عشق

عشق یعنی . . .        

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

 

عشق یعنی سوختن و ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

 

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

 

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

 

عشق یعنی شادی و شور و جنون

عشق یعنی معنی رنگین کمون

 

عشق یعنی انتظار انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

 

امیدوارم از این شعر خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

خداحافظ

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Wed 4 Jan 2006 و ساعت 21:54

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

 

 

                                  خط فاصله

توی این نامه اخر

اخه من چی بنویسم

می چکن روی ورق ها

اشکام از گونه خیسم

دیگه تکراریه حرفام

هر کسی اینو می دونه

التماس از تو همیشه

توی این نامه می مونه

توی این هق هق تلخم

به خدا حرفا زیاده

چی بگم از دل عاشق

که دلی رفته به باده

حالا که حرف جدیدی

واسه همدیگه نداریم

بین هم بهتره بازم

خط  فاصله بذاریم

 

 

کاش می شد اشک را تهدید کرد

مدت لبخند را تمدید کرد

امیدوارم خوشتون بیاد

ممنون از دوستای خوبم که نطر دادن

راستی از کیمیا جان معذرت می خوام

چند بار اومدم تو وبت ولی نتونستم نظر بدم

اصلا هر کاری می کنم قسمت نظراتت نمیاد عزیزم.

ولی بازم سعی خودم رو می کنم.

نظر یادتون نره

خداحافظ

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sun 1 Jan 2006 و ساعت 15:58

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

 

 

اینم بیوگرافی من

نام :  عاشق                    شهرت : سرگردان دو دل

کشور : جدایی                 سن : ۱۵ خزان معشوق

محل تولد : شهر عشق

تاریخ تولد : سال مهربانی - ماه بی همتا - روز رسیدن قلبها

محل سکونت :

شهر عشق - میدان دوستی - خیابان بی وفایی -

کوچه غریب - پلاک تنهایی

حکم : زندگی کردن سرد . . . !

محکومیت : هم قفس بودن با تنهایی

قاضی : غریب                                        دوست : بی وفا

 

من و تو

ما به هم نمی رسیم

مثل خورشیدیم و ماه

تن تو خاک بهشت

تن من پر از گناه

امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر یادتون تره

خداحافظ

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Thu 29 Dec 2005 و ساعت 22:56

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

غرور

                        غرور

 

 

اه درون من غروری بود

ان را شکستم از برای تو

گر که شایان دلم باشی

کس نمی اید به جای تو

وای اگر گردم فراموشت

می کشم دست از جهان خویش

می گویمش دیگر نمی خواهم

نه تو را نه قلب و جان خویش

میروم مثل پرستوها

شب به کوچ مرغ بوتیمار

درد و اندوه می کنم پنهان

می گویمت دست از دلم بردار

 

امیدوارم از این شعرهم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

خداحافظ

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Wed 28 Dec 2005 و ساعت 21:37

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

کامران و هومن

سلام از همه عزیزانی که نظر دادن ممنون از جمله دوستان خوبم :

یاسی جان - DJ hossein - فریده جان- هم صدای من - و کیمیا جان

خوب یاسی جان  شعر های قدیم کامران و هومن رودرخواست کرده

بودن و چون شعر خاصی رو مشخص نکرده بودن من به انتخاب

خودم یه شعر از کامران و هومن می ذارم.

بگو منو کم داری

یه نیمکت تنها

یه شعله خاموش

یه لحظه یک رویا

من و تو در اغوش

یه یادگار از عشق

رو تن درخت پیر

یه قصه کوتاه

ای وای از این تقدیر

بگو منو کم داری بگو

بگو کمی غم داری بگو

بگو تو هم بی قراری

یه لحظه اروم نداری

مثه یه ابر بهاری

بگو که هر شب می باری

بگو دلت برام تنگ شده

همون دلی که می گن از سنگ شده

بگو دیگه طاقت نداری

اشک توی چشمام میاری

بگو منو کم داری بگو

بگو کمی غم داری بگو

بگو که نامه هامو خوندی

بگو برام دل سوزوندی

هق هقه گریه مو شنیدی

بگو که اشکامو دیدی

بگو دلت برام تنگ شده

همون دلی که می گن از سنگ شده

بگو دیگه طاقت نداری

اشک توی چشمام بیاری

بگو منو کم داری بگو

بگو کمی غم داری بگو

بگو منو کم داری بگو

بگو کمی غم داری بگو

تقدیم به یاسی عزیز.

 

کامران و هومن

 

اینم امضاهای کامران و هومن

 

هووووووووووووووووومن

 

کامران و هومن

 

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره

خداحافظ

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Mon 26 Dec 2005 و ساعت 15:46

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

تقدیم به خواهر عزیزم شکیلا جان

 

تقدیم به خواهر عزیزم شکیلا جان.

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی

تو با اسب سفید مهربونی اومدی

تو از دشتای دور و جاده های پر غبار

برای هم صدایی هم زبونی اومدی

تو از راه می رسی پر از گرد و غبار

تموم انتظار میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت

چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت

غریب اشنا دوستت دارم بیا

منو همرات ببر به شهر قصه ها

بگیر دست منو تو اون دستات

چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم

بمونم منتظر تا برگردی پیشم

تو زندونم با تو من ازادم

 

تقدیم به عزیز ترین خواهر دنیا شکیلا جان که خیلی دوستش دارم.

 

    

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sun 25 Dec 2005 و ساعت 23:8

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

زندگی

زندگی به من اموخت چگونه اشک بریزم

اما گریه نیاموخت چگونه زندگی کنم

تو نیز به من اموختی چگونه دوست بدارم

اما نیاموختی چگونه فراموش کنم

 

شاخه گلی مصنوعی را در میان گلهای شاداب گلدانت پنهان کردم

و بر دفتر خاطراتت نوشتم : تو را دوست خواهم داشت تا زمانی

که اخرین گل پژمرده شود !!!

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sun 25 Dec 2005 و ساعت 20:52

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

کریسمس

MARRY CHRISTMAS

HAPPY NEW YEAR


کریسمس مبارک

  


                    کوچ خواهم کرد

من کوچ خواهم کرد

تا رفیع ترین قله خورشید

تا سپید ترین جاده امید

تا عمیق ترین لحظه های نیایش

انجا که دیوارها فاصله نیاندازند

وکوچه ها نشان از غربت در دل نداشته باشند.

انجا که اسمانش ابی ست

شبهایش مهتابی ست

وعشق بیداریست

انجا که دوستی ابدی ست

و زندگی پر ز معنی ست

جایی که در ان

روی گلبرگ سرخ گونه دلم

جای پای باران خالی ست.

 

 

 

 

 

 

 

           



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sat 24 Dec 2005 و ساعت 19:48

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

زندگی اجبار است

مرگ یک اختار است

دوستی یک بار است

ولی جدایی بسیار است

 

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت را از دست بدهی

نه به خاطر غرورت کسی را که دوستش داری از دست بدهی

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sat 24 Dec 2005 و ساعت 14:39

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

اغوش

اغوش

تا گرم اغوشت شدم

چه زود فراموشت شدم

تقصیر تو نبود خودم

باری روی دوشت شدم

کاشکی دلت بهم می گفت

نقشه قلبمو داره

هر کی زد و رفت و شکست

یه روز یه جا کم میاره

موندن و سوختن و ساختن

همه یادگار عشقه

انتقام از تو گرفتن

کار من نیست کار عشقه

 

بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Sat 24 Dec 2005 و ساعت 0:47

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

 

نگاهی کرد و من را در به در کرد

یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد

شکستی خورد و امد تا بماند

ولی من رفته بودم او ضرر کرد

 

 

                        شمع دان و پروانه

 

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت

گفت ای عاشق بیچاره فراموش شدی

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Fri 23 Dec 2005 و ساعت 22:24

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

دل شکسته

هرکس به طریقی دل ما می شکند

بی گانه جدا دوست جدامی شکند

بی گانه اگر می شکند مسئله ای نیست

من در عجبم دوست چرا می شکند

امیدوارم دلتون هیچوقت نشکنه.



نوشته شده توسط زهره تاریخ Fri 23 Dec 2005 و ساعت 14:12

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

به احساسات زیبا   pm  بده

غم رو  delete  کن

وازه بدی رو raname  کن

برای غرور off بزار و بهش بگو بشکن

اخر دنیا دو روزه

دروغ و خیانت رو hack کن

از انسانیت kopy بگیرو send to all کن

با صداقت و وفا و معرفت chat کن

از زیباترین خاطره زندگیت web بگیر

تو profile قلب در messenger قلب عشق رو add کن.



نوشته شده توسط زهره تاریخ Fri 23 Dec 2005 و ساعت 0:23

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

خدا را دوست دارم

خدا را دوست دارم

خدا رو دوست دارم چون

حرفهای ادم رو سند تو ان نمی کنه

خدا رو دوست دارم چون

ای دیش همیشه روشنه

خدا رو دوست دارم چون

هیچکس رو ایگنور نمی کنه

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Thu 22 Dec 2005 و ساعت 23:58

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com

محاکمه عشق

محاکمه عشق

جلسه محاکمه عشق بود

و قاضی عقل,

و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود

یعنی فراموشی

قلب تقاضای عفو عشق را داشت

ولی همه اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع کرد به طرفداری از عشق

اهای چشم مگر شما نبودی که هر روز ارزوی دیدن او را داشتی

اهای گوش مگر شما نبودی که در ارزوی شنیدن صدایش بودی

وشما پاها که همیشه اماده رفتن به سویش بودید

حالا چرا این چنین با او مخالف هستید؟

همه اعضا روی بر گرداندن و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردن

تنها عقل و قلب در جلسه ماندند

عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بیزارند!

ولی من متحیرم با وجودی که عشق تو را از همه بیشتر ازرده

چرا از او حمایت می کنی؟

قلب نالید که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود.

وتنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار می کند.

و فقط با عشق می توانم یک قلب واقعی باشم.

پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی اگر نابود شوم ...

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Thu 22 Dec 2005 و ساعت 23:41

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com