ساغر هستی |
|
هوایی که تو توش نفس می کشی عطر گلش به اسمون می رسه کسی که دیوونه چشمات می شه مثل من اخر به جنون می رسه
جاده ای که تو توش قدم می ذاری تا کهکشون راه شیری می ره به هر کی مثل من نگاه بندازی یه عمری قلبش به اسیری می ره
اتاقی که خواباتو توش می بینی بدون اینکه بدونی بهشته زیبا نمی دونم چرا یه جوری اسم تو رو خدا با من نوشته
شاخه گلی که تو می گیری دستت تو هیچ خزونی دیگه خم نمی شه زیبا بذار هر چی که خواستن بگن از عشق من به تو که کم نمی شه
اب زلالی که ازش می نوشی حس می کنه زود رسیده به دریا قطره ابم دیگه خوب می فهمه دریا یعنی تو یعنی عشق زیبا
سقفی که بالای سرت می شینه چقد به بالا بودنش می نازه اون تنها سقفیه که توی دنیا بازی و اسمون بهش می بازه
ما رو بگو سپردیمش دل و چشامونو به کی اون که به زندگی می گه نمایش عروسکی
نوشته شده توسط زهره تاریخ Sat 4 Feb 2006 و ساعت 17:29 |+|
از تو اموختم : رویای سبزاندیشه مسافری باشم که به شهر افتاب می رود.
ان قدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع حیفم امد که تو را بسپارمت دست خدا
نوشته شده توسط زهره تاریخ Fri 27 Jan 2006 و ساعت 18:22 |+|
اگر روزی بافتهای تنم را پاره پاره کنند و بند بند وجودم رااز هم بپاشند و از بافتهای تنم طنابی بسازند و با ان دارم بزنند و وجودم را بر روی خارهای بیابان بکشند و تمام تنم را تکه تکه کنند و هر تکه را به منقار کلاغ و کلاغ را به دریا بیاندازند باز هم فریاد خواهم زد که یک نفر را دوست دارم و ان هم تویی .
روزی که تو به دنیا اومدی هوا ابری بود الماسهای بارون یکی یکی بر زمین می باریدن ولی این بارون نبود فرشته ها بودن که گریه می کردن چون یکی از اونا کم شده بود
نوشته شده توسط زهره تاریخ Sun 22 Jan 2006 و ساعت 23:58 |+|
|