تبليغاتX
ساغر هستی
ساغر هستی

 

من پذیرفتم شکست خویش را

پند های عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد اسا دیوانه است

می روم اما فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازاد باش

گر چه تو تنها تر از من می روی

ارزو دارم ولی عاشق باش

ارزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را                                   

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط زهره تاریخ Tue 18 Apr 2006 و ساعت 17:54

|+|

http://sagharehasty.blogfa.com