ساغر هستی |
|
بارون زیر بارون راه نرفتی تا بفهمی من چی می گم تو ندیدی اون نگاهو تا بفهمی از کی می گم جشای اون زیر بارون سر پناه امن من بود سایه بون دنج پلکاش جای خوب گم شدن بود تنها شب مونده و بارون همه سهم من این بود تو پرنده بودی من سرو ریشه هام توی زمین بود اگه اونو دیده بودی با من این شعرو می خوندی رو به شب داد می کشیدی نازنین چرا نموندی ؟ حالا زیر چتر بارون بی تو خیس خیس خیسم زیر رگبار گلایه دارم از تو می نویسم
نوشته شده توسط زهره تاریخ Fri 21 Apr 2006 و ساعت 18:17 |+|
|